محمد ابراهيمى وركيانى

203

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

دوران كوتاه خلافت ابوبكر بيشتر به جنگ‌هاى داخلى سپرى شد و تنها در ماه‌هاى آخرِ خلافت او بود كه فتوحات و غنائمى از عراق و شام به‌دست آمد . به‌گفته قاضى ابويوسف و يعقوبى ، اولين آن ، غنائم بحرين بود كه به‌صورت مساوى بين مردم تقسيم گرديد ؛ ولى بعضى ديگر ، غنائم خالد بن وليد از مردم حيره را اولين غنيمت ذكر كرده‌اند . در دوران ابوبكر ، غنيمت ديگرى تقسيم نشد . حوادث اين دوران يعقوبى مىنويسد : اولين كار عمر بن خطاب پس از رسيدن به خلافت ، آزاد ساختن اسيران عربى بود كه در جنگ ابوبكر با اهل رده دستگير شده و به بردگى درآمده بودند . « 1 » آنگاه نامه‌اى به ابوعبيده جراح نوشت و او را از مرگ ابوبكر آگاه ساخت و او را بر سپاه خالد امير گردانيد . ابوعبيده اين خبر را از خالد پوشيده داشت تا نامه دومى از عمر دريافت كرد كه اگر خالد نسبت به سخنِ دروغ خود اعتراف كرد ، او را به‌كار گير و اگر حاضر نشد گفته خويش را تكذيب كند ، « 2 » او را از كار بر كنار نما و دستار از سرش بردار و نيمى از مال او را مصادره كن . خالد پس از مشورت با خواهرش حاضر نشد گفته خود را تكذيب كند ، ابوعبيده نيمى از اموالش را مصادره كرد و حتى از كفش او يك لنگه را جدا ساخت . « 3 » پس از يك سال و اندى از محاصره دمشق سرانجام امير دمشق با ابوعبيده صلح كردو دروازه شهر بر روى مسلمانان گشوده شد . اين حادثه در رجب سال 14 هجرى اتفاق افتاد .

--> ( 1 ) . گفته عمر در اين مورد چنين است : « انى كرهت ان يصير الرّق سنة على العرب ؛ من از اين وحشت دارم كه مبادا بردگى در مورد عرب متداول گردد » . ( ابن‌واضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 139 ) ( 2 ) . خالد ، عمر را خشن معرفى كرده بود و با طلب رحمت براى ابوبكر او را بر عمر برترى داده بود و عمر از او خواست سخن خود را تكذيب نمايد و او به توصيه خواهرش كه عمر را در پيشنهاد خويش صادق نمىدانست امتناع ورزيد . ( ابن‌واضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 20 ) ( 3 ) . همان .